چرا قرآن تحریف نشد؟
حال برای اثبات تحریف نشدن قرآن از برهان خلف استفاده می کنیم
همانطور که میدانیم خدا قرآن را به پیامبر نازل کرد و پیامبر آنرا برای کاتبان و حافظان وحی می خواند و آنها نیز آن را یادداشت میکردند. و نفرات بعدی این قرآن که توسط حافظان و کاتبان وحی جمع اوری شده بود را می نوشتند حال فرض میکنیم که پیامبر قرآن بدون تحریفی در اختیار دارد و قرآن ما تحریف شده است این تحریف باید از جایی شروع شده باشد مثلا نفر قرمز رنگ !!! پس تمامی قرآن هایی که از نفر قرمز رنگ به شخص بعدی داده میشود دارای تحریف میباشد

ولی با اینکه یک نفر قرآن را تحریف کرده هنوز دونفر دیگر قرآن را سالم و بدون تحریف منتقل میکنند و نسخه های سالم قرآن طی مراحل بیشتر و بیشتر میشود فرض کنیم پس از گذر 1400 سال این نوشتن ادامه داشته و هم قرآن تحریف دار موجود است و هم قرآن بدون تحریف پس حدالقل باید دو نسخه از قرآن متفاوت موجود باشد که چنین چیزی در این دوره زمونه یافت نمی شود . شما اگر تمامی نسخه های قرآن در سرتاسر جهان را جمع کنی خواهی دید که هیچ تفاوتی باهم ندارند پس اگر کسی قران را میتوانست تغییر بدهد خود پیامبر بود که چنین چیزی هم امکان ندارد.
حال اگر شخص های دیگر هم از شاخه های دیگر قرآن را تحریف کرده باشند مانند نفر اول (شخص قرمز) تحریف نمی کند پس نسخه های متعددی از قرآن ایجاد میشود .
قرآن کتابی بوده است که در همه شئون زندگی اجتماعی مسلمانان حضور داشته است.کتابی بوده است که در خانه هر مسلمان موجود بوده است و در صدر اسلام حفظ (به حافظه سپردن) قرآن سبب شأن و شخصیت افراد بوده است .قرآن قوانین زندگی مسلمانان مثل قوانین ازدواج و طلاق ، اقتصاد و تجارت و ارث و حتی آداب معاشرت اجتماعی و ... بوده است. کتابی که تا این اندازه با زندگی مردم آمیخته و تا این حد مورد مراجعه و استفاده بوده است چگونه ممکن است در آن تحریفی واقع شود و افکار عموم متوجه آن نشود؟
بعلاوه پیامبر اسلام و مسلمانان به حفظ و نوشتن قرآن اهمیت فوق العاده ای میدادند. هنگام نزول وحی عده زیادی از مسلمانان که تعداد آنها را تا چهل و سه نفر نوشته اند، هر آیه و یا سوره ای را به محض نزول می نوشتند و عده ای آن را به حافظه می سپردند.در زمان خلافت عثمان بن عفان چهار نسخه قرآن از روی نسخه های اولیه تدوین و تهیه گردید و به همه ایالات اسلامی ابلاغ شد تا قرآنهای خود را با این چهار نسخه تطبیق دهند.
در بعضی روایات آمده است که علی(ع) بعد از وفات پیامبر(ص) قرآنی را تدوین کرد و به خلیفه وقت عرضه داشت اما پذیرفته نشد.
اما قرآنی که حضرت علی تدوین کرده اند تفاوتی با قرآن های موجود در آن زمان نداشته است.و شاید از نظر ترتیب آیات یا ترتیب سوره ها یا نوشتن توضیحات و شان نزول آیات بوده است
سخنان حضرت علی در نهج البلاغه در مورد قرآن شاهد است:
در خطبه 133 می خوانیم:کتاب خدا در میان شماست.سخنگویی است که هرگز زبانش به کندی نمی گراید و خانه ای است که هیچگاه ستونهایش فرو نمی ریزد و مایه عزت است آنچنانکه یارانش هرگز مغلوب نمی شوند.
در خطبه 176 می فرماید:
بدانید که این قرآن نصیحت کننده ایست که هرگز در نصیحت تقلب نمی کند و هدایت کننده ای است که هیچگاه گمراه نمی سازد.
همچنین در خطبه 198:
سپس خداوند کتابی بر پیامبرش نازل کرد که نوری است خاموش نشدنی و چراغ پر فروغی است که به تاریکی نمی گراید، طریقه ای است که رهروانش گمراه نمی شوند و مایه جدایی حق از باطل است که برهانش خاموش نمی گردد.
همچنین قرآنهای قدیمی کشف شده و موجود که بعضی بر روی پوست حیوانات نوشته شده اند همگی دلالت بر این دارند که این قرآن که هم اکنون دردست ما است عاری از هرگونه تحریف است.
همانطور که میدانیم خدا قرآن را به پیامبر نازل کرد و پیامبر آنرا برای کاتبان و حافظان وحی می خواند و آنها نیز آن را یادداشت میکردند. و نفرات بعدی این قرآن که توسط حافظان و کاتبان وحی جمع اوری شده بود را می نوشتند حال فرض میکنیم که پیامبر قرآن بدون تحریفی در اختیار دارد و قرآن ما تحریف شده است این تحریف باید از جایی شروع شده باشد مثلا نفر قرمز رنگ !!! پس تمامی قرآن هایی که از نفر قرمز رنگ به شخص بعدی داده میشود دارای تحریف میباشد
ولی با اینکه یک نفر قرآن را تحریف کرده هنوز دونفر دیگر قرآن را سالم و بدون تحریف منتقل میکنند و نسخه های سالم قرآن طی مراحل بیشتر و بیشتر میشود فرض کنیم پس از گذر 1400 سال این نوشتن ادامه داشته و هم قرآن تحریف دار موجود است و هم قرآن بدون تحریف پس حدالقل باید دو نسخه از قرآن متفاوت موجود باشد که چنین چیزی در این دوره زمونه یافت نمی شود . شما اگر تمامی نسخه های قرآن در سرتاسر جهان را جمع کنی خواهی دید که هیچ تفاوتی باهم ندارند پس اگر کسی قران را میتوانست تغییر بدهد خود پیامبر بود که چنین چیزی هم امکان ندارد.
حال اگر شخص های دیگر هم از شاخه های دیگر قرآن را تحریف کرده باشند مانند نفر اول (شخص قرمز) تحریف نمی کند پس نسخه های متعددی از قرآن ایجاد میشود .
قرآن کتابی بوده است که در همه شئون زندگی اجتماعی مسلمانان حضور داشته است.کتابی بوده است که در خانه هر مسلمان موجود بوده است و در صدر اسلام حفظ (به حافظه سپردن) قرآن سبب شأن و شخصیت افراد بوده است .قرآن قوانین زندگی مسلمانان مثل قوانین ازدواج و طلاق ، اقتصاد و تجارت و ارث و حتی آداب معاشرت اجتماعی و ... بوده است. کتابی که تا این اندازه با زندگی مردم آمیخته و تا این حد مورد مراجعه و استفاده بوده است چگونه ممکن است در آن تحریفی واقع شود و افکار عموم متوجه آن نشود؟
بعلاوه پیامبر اسلام و مسلمانان به حفظ و نوشتن قرآن اهمیت فوق العاده ای میدادند. هنگام نزول وحی عده زیادی از مسلمانان که تعداد آنها را تا چهل و سه نفر نوشته اند، هر آیه و یا سوره ای را به محض نزول می نوشتند و عده ای آن را به حافظه می سپردند.در زمان خلافت عثمان بن عفان چهار نسخه قرآن از روی نسخه های اولیه تدوین و تهیه گردید و به همه ایالات اسلامی ابلاغ شد تا قرآنهای خود را با این چهار نسخه تطبیق دهند.
در بعضی روایات آمده است که علی(ع) بعد از وفات پیامبر(ص) قرآنی را تدوین کرد و به خلیفه وقت عرضه داشت اما پذیرفته نشد.
اما قرآنی که حضرت علی تدوین کرده اند تفاوتی با قرآن های موجود در آن زمان نداشته است.و شاید از نظر ترتیب آیات یا ترتیب سوره ها یا نوشتن توضیحات و شان نزول آیات بوده است
سخنان حضرت علی در نهج البلاغه در مورد قرآن شاهد است:
در خطبه 133 می خوانیم:کتاب خدا در میان شماست.سخنگویی است که هرگز زبانش به کندی نمی گراید و خانه ای است که هیچگاه ستونهایش فرو نمی ریزد و مایه عزت است آنچنانکه یارانش هرگز مغلوب نمی شوند.
در خطبه 176 می فرماید:
بدانید که این قرآن نصیحت کننده ایست که هرگز در نصیحت تقلب نمی کند و هدایت کننده ای است که هیچگاه گمراه نمی سازد.
همچنین در خطبه 198:
سپس خداوند کتابی بر پیامبرش نازل کرد که نوری است خاموش نشدنی و چراغ پر فروغی است که به تاریکی نمی گراید، طریقه ای است که رهروانش گمراه نمی شوند و مایه جدایی حق از باطل است که برهانش خاموش نمی گردد.
همچنین قرآنهای قدیمی کشف شده و موجود که بعضی بر روی پوست حیوانات نوشته شده اند همگی دلالت بر این دارند که این قرآن که هم اکنون دردست ما است عاری از هرگونه تحریف است.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:8 توسط علی
|
أَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ؟ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَيْهِ وَافْتَرى؟ أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى يُجابُ إِذا دَعي؟ أَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوى؟ أَيْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى؟ وَابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى؟ وَابْنُ خَديجَةَ الْغَرّاءِ؟ وَابْنُ فاطِمَةَ الْكُبْرى؟ بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى وَ نَفْسى لَكَ الْوِقاءُ وَالْحِمى، يَابْنَ السّادَةِ الْمُقَرَّبينَ، يَابْنَ النُّجَباءِ الْأَكْرَمينَ، يَابْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِيّينَ، يَابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبينَ